چاپ
داستان ازدواج – اثر بومباک ؛ غریب آشنا خاطرت هست؟

سینماناب (30نماایران) - حمید غفاریان: بومباک حرفش هرچند کهنه است اما فراز و فرودش در داستان وسعت جدی تری دارد و آدمهایش هم برخلاف آثار امسال نزدیک تر به مردم است، روایت زوجی که تغییر جغرافیا و روزمرگی چطور بر پیکره رابطه شان اثرگذار شده است.

«داستان ازدواج» بومباک از فیلم های مهم سال جذاب هالیوود است، در شرایطی که هر فیلمساز صاحب سبک و نام داری به دنبال بقای خود سینما در اندازه علاقه خود است و این هارمونی سالها بود که هالیوود نتوانسته بود بهش برسد، امروز حال خوبی را دارد و سینما را در معنای خودش متر کرده است، از تارانتینویی که فیلمش را از اندازه خودش به مفهوم دیگری تقلیل داده تا اسکورسیزی که به دنبال زنده نگه داشتن شخصیت های دوست داشتنی اش در شکل دیگری است و بومباک که حالا حرفش یک بسط جهانی دارد و روایتش هم مستحکم تر کرده است تا تادفیلیپسی که آمد و جوکر زنده تر و جدی تری را برایمان ساخت و این تراکم جذاب نشان می دهد سبد سینمای امسال هالیوود درگیر خود سینماست.

بومباک حرفش هرچند کهنه است اما فراز و فرودش در داستان وسعت جدی تری دارد و آدمهایش هم برخلاف آثار امسال نزدیک تر به مردم است، روایت زوجی که تغییر جغرافیا و روزمرگی چطور بر پیکره رابطه شان اثرگذار شده است و در این میان دوربین فیلمساز از ابتدا کنار نیکول(اسکارلت جوهانسون) قرار می گیرد و از جایی درست دوربین سمت چارلی(آدام درایو) می رود، زوجی برآمده از خود سینما که در عینیت اجرا و در ذهن ها بهم نزدیکند اما نمی توانند کنار هم باشند و دلشان برای کارکردهایشان تنگ است و این دل تنگی تا انتهای فیلم در جزییات می نشیند، مو زدن مرد توسط زن و حتی بستن گره مرد توسط زن یا در تعریف گسترده تر که مرد هیچ وقت به آینه نگاه نمی کند، همه این موتیف های بیادماندنی بومباک از یک زوج معتاد بهم به خوبی در طول فیلم یادآوری می شود و دست آخر این پرسش جدی تر می شود که پلن بعدی برای این نقطه اتصال ها چه خواهد شد! و یک پاسخ می تواند ما را به فیلم نزدیک تر کند که زندگی در همین جزییات نیست و کلیات جدی تر از جزییات می شود.

سکانس دیدنی دادگاه وقتی دو وکیل در حال رو کردن خصوصی ترین مسائل زندگی این دو هستند، تبدیل به یک جنگ تمام قد می شود و این جنگ را تنها می تواند یک سکانس دو نفره از نیکول و چارلی به اوج برساند که بومباک بلافاصله ترتیبش را می دهد و به خانه چارلی می رویم و در یک فضای خلوت قرار است به یک هدف برسند و این هدف تبدیل به برآشفته شدن هر دو می شود و هر آنچه که از عقده ها و کینه های گذشته تا امروز برمی آید و ارجاعاتی که هر دو برای رسیدن به ازدواج را برای مخاطب عیان تر می کند و هر دو عریان تر از همیشه به هم می تازند و اجرای دو بازیگر با زاویه دوربین های درست بومباک به فصلی فراموش نشدنی در فیلم بدل می شود و حالا باید مسیر برنده شدن هر یک به سمت و سویی متفاوت تر بود، چارلی باید نیویورک را فراموش کند و نیکول هم وارد زندگی متفاوت با تعریف خودش شود و این نیت هر دو تا انتها به مسیر درست هدایت می شود و فیلم فضای آرام تری به خود می گیرد.

آدام درایور قطعا مهم ترین و بهترین نقش اول مرد را در سال مهم ۲۰۱۹ هالیوود دارد، بازیگری که از ابتدای فیلم شخصیت متزلزل در عین حال وابسته به دور از نشان دادن دارد، تصمیماتش کم کم قرار است جدی شود و از شهر مورد علاقه اش که در آن به راحتی پیاده روی می کند باید بگذرد و حتی اجرایی که دوست دارد در خیابان های نیویورک روی صحنه ببرد و در سوی دیگر هنری را داریم که با خواندن نامه و دل نوشته ابتدایی نیکول در انتها به این رابطه پایان دراماتیک می دهد که می شود هم دیگر را دوست داشت اما نمی توان کنار هم ماند.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :