چاپ
پیشنهاد هفتم سینماناب برای خانه نشینی اجباری به همراه یادداشت بهروز افخمی برای این فیلم باشکوه/ «چه سرسبز بود دره من» – جان فورد ؛ فراتر از قضاوت / چیزی از این دره رفت که دیگر به هیچ وجه برنمی گردد!

سینماناب: برای هفتمین مطلب پیشنهادی مان برای ایام خانه نشینی اجباری، قصد داریم به تقدس شماره "7"، فیلم عزیز و پاک «چه سرسبز بود دره من» جان فورد را با یادداشتی از بهروز افخمی برای این فیلم پیشنهاد کنیم. فیلمی که بی ارتباط با شرایط فلج شدن این روزهای کسب و کار قشر عظیمی از مردم کشورمان نیست.

در فیلم «چه سرسبز بود دره من»، فورد درباره از بین رفتن یک نحوه از زندگی و تمدن و به وجود آمدن یک .نحوه جدید زندگی اطلاع می دهد. وفتی می گوید «چیزی از این دره رفت که دیگر به هیچ وجه برنمی گردد». یعنی شکلی از زندگی تمام شد و شکلی دیگر دارد شروع می شودو طبیعتا آن شکل از زندگی که تمام شده بعد از مدتی نوستالژیک خواهد شد، به خاطر این که ما دیگر معایبش را نمی بینیم، بلکه فقط آن لحظات درخشان و زیبا و روشنش را به یاد می آوریم.

چنان که فیلم «چه سرسبز بود دره من» درست همین طور است. یعنی فیلم درباره یاد و خاطره یک کودک است از دورانی که رفته و دیگر هیچ وقت برنمی گردد و طبیعتا بهترین و شیرین ترین لحظات آن زندگی به یاد مانده، ولی در عین حال حتی از ورای حکایت این پسربچه که با شیفتگی به آن دوران نگاه می کند، می فهمیم که آن دوران، لحظات تلخ بسیاری داشته. فورد آن جنبه ها را هم نفی نمی کند. آن جنبه ها را هم بیان می کند، اما مجموعا در آن لحظه که دارد می گوید چیزی از این دره رفت که دیگر هیچ وقت برنمی گردد، این سوال تردیدبرانگیز را مطرح می کند که آیا واقعا چیزی که اسمش را گذاشته ایم پیشرفت، پیشرفت است؟ بهتر شدن است؟ خودش نمی داند، این طور نیست که مطمئن باشد که گذشته بهتر بوده، این طور هم نیست که مطمئن باشد که گذشته بهتر بوده، این طور هم نیست که مطمئن باشد که چیزی که دارد می آید و با اعتصاب دارد شروع می شود، بهتر باشد. او به مجموعه مسائل با دیدی وسیع تر از این نگاه می کند که قضاوت کند. قضاوت را معمولا آدم های متعصب می کنند.

برخی آدم های اخلاقی در شخصیت های فیلم های فورد وجود دارند، مثل کشیش «چه سرسبزبود دره من» که آدمی است که بین اخلاقی بودن و حتی گذشتن از اخلاق و مومن بودن و حفظ آن، موفق شده بر زندگی افراد منطقه اش تاثیر خوبی داشته باشد، ولی آن جا هم فورد شک می کند، به خاطر این که قبلا همین کشیش از طریق سرکوب احساساتش نسبت به دختری که دوستش دارد، به نحوی ضداخلاقی عمل می کند، این کشیش هم مورد تایید کامل فیلم ساز نیست، یعنی این طور نیست که به عنوان یک شخصیت بی نقص نشان داده شود.

شخصیت های فورد هیچ کدام شخصیت های خیلی اخلاقی نیستند. فورد در اصل تمدن نوعی تباهی می بیند، در توحش بهم امکانی برای تخریب و نابودکردن می بیند و در هر دوی این ها نکات دوست داشتنی و قابل ستایش هم پیدا می کند.

منتشر شده در مجله صنعت سینما – شماره ۱۲۹

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :