چاپ
پیشنهاد هشتم سینماناب – یک فیلم در ستایش انسان و هنرمند/ زندگی دیگران ؛ برسد به دست کریستا!

سینماناب - حمیدغفاریان: «زندگی دیگران» تنها یک فیلم نیست، بلکه جهانی است نزدیک به روحیات انسانی، برگرفته از الگوی درست تعریف شاخص، جهان آدمهایی را  که می خواهند هنر خود را ارزانی کنند و از این فضا، حتی از جان شان هم عبور می کنند.

فیلم اول ساختن و چگونه ساختن و آینده ساختن در همان فیلم، برای یک کارگردانی که سالها به چگونه ساختن فیلمش فکر می کند، یک جهش و یک مرجع درست برای منتقد است که با چه فیلمسازی مواجه است، اینکه فیلم اول چنان موفق باشد که برای کارهای بعدی، فیلمساز را دچار یک خودسانسوری عجیب کند که وقفه چهار ساله بین اثر اول و بعدی اش بیاندازد و به یک تقلید اشتباه از خود برسد و نمونه اش، همین فلوریان هنکل فون دونرسمارک است، فیلمسازی آلمانی که حالا به کارنامه اش نگاه می کنی، تنها به سه فیلم برمی خوریم، شاید فرصتی که موفقیت «زندگی دیگران» از وی در سال ۲۰۰۶ گرفت، نشانه حال امروز او در فیلمسازی است.

«زندگی دیگران» تنها یک فیلم نیست، بلکه جهانی است نزدیک به روحیات انسانی، برگرفته از الگوی درست تعریف شاخص، جهان آدمهایی را  که می خواهند هنر خود را ارزانی کنند و از این فضا، حتی از جان شان هم عبور می کنند.

گئرد وایسلر (با کد شناسائی: HGW XX/7)، بازجوی ارشد اشتازی، پلیس امنیت جمهوری دمکراتیک آلمان و یکی از باورمندان به حکومت سوسیالیستی آلمان شرقی است. او مأمور زیر نظر گرفتن زندگی گئورگ دریمن یک کارگردان تئاتر می‌شود که مقامات ارشد نیروی امنیتی، به توصیه وزیر فرهنگ و هنر آلمان شرقی، در پی یافتن بهانه‌ای برای ایجاد محدودیت و خانه‌نشین کردنش هستند. آنها مأموریت یافتن مدرکی مبتنی بر «ناهنجاری» گئورگ دریمن را به گئرد وایسلر، بازجوی ارشد پلیس امنیتی اشتازی محول می‌کنند.

فیلم افتتاحیه باشکوهی دارد از درآمیختن صحنه بازجویی توسط وایلسر که به عنوان سرفصل درسی، در حال تدریس برای دانشجویان است، این سکانس، نمونه ای است مهم برای معرفی شخصیتی درونگرا و موثر که می خواهد در طول فیلم با نشانه برای ما شخصیت بسازد، شخصیتی که گفته می شود در دنیای خارج از فیلم هم به گذشته خود بازیگر، اولریش موهه، بی شباهت نیست، پس از اتحاد مجدد آلمان ، گفته می شود که موه در پرونده استاسی خود شواهدی را کشف کرد که وی نه تنها توسط چهار بازیگر همکار خود در تئاتر برلین شرقی ، بلکه همسر وی گرومن نیز تحت نظارت بوده است. این پرونده سوابق مفصلی از جلساتی را که Gröllmann ، که به عنوان “Inoffizieller Mitarbeiter” (همکار غیررسمی) به ثبت رسیده بود ، در اختیار داشت ، از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ با کنترل کننده خود داشت.

مبنای فیلم به لحاظ معرفی شخصیت ها و انگیزه های درونی و بیرونی شان برای یک دیگر در مدار، یک دستی قرار می گیرد اما این مدار که به سبک فیلمنامه کلاسیک در سه پرده روایت می شود، تعلیق هایش هرچند حجم بالایی ندارد اما برای مخاطب رسیدن به درونیات شخصیت و اینکه هرچه جلوتر می رود، چه واکنشی از آنها سر خواهد زد، ریتم فیلم را برهم نمی زد، حتی زمانی که کریستا جای ماشین تایپ همسرش را به ماموران امنیتی لو می دهد، بعد از آمدن به خانه در آرامش به حمام می رود تا غبار کثیفی که بر وی نشسته را پاک کند، همچنان ما با شخصیتی روبرو هستیم که دنیای درونی و بیرونی اش بسیار متزلزل است که خودکشی اش هم لحظه ای او را تطهیر می کند اما در آخر وقتی که دریمن با اسنادی مواجه می شود که زن خبرچین بوده است، دوباره زخم آن تازه تر می شود، فیلم مخاطب را در کنارش دارد و این از عدم مواجه دریمن با وایسلر می آید، وقتی که او ترجیح می دهد با نوشتن کتاب و تقدیم کردن آن به وایسلر، این حماسه را ثبت کند.

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :