چاپ
پیشنهاد نهم فیلم سینماناب/ آسمانخراش جهنمی – قهرمان خسته می تازد

سینماناب - #حمیدغفاریان: «آسمانخراش جهنمی» جان گیلرمن در دوران پیش روی که مردم را در برابر حادثه هایی غیرمترقبه ای چون ویروس کشنده کرونا و زلزله و... قرار دارند، دیدن دوباره آن می تواند برخی از روحیات فردیتی را زنده تر کند، این روحیه می تواند برای مدیران، تبدیل به کلاس درس شود و بعد برای مردم که نقش آکسسوار نباشند!

داگ رابرترس (پل نیومن) آرشیتکت بزرگ از سفر کاری به سن فرانسیسکو برمی گردد تا در مراسم افتتاحیه برج شیشه ای ۱۳۸ طبقه ای با ارتفاع ۵۵۰ متر که خودش طراح آن بوده شرکت کند. این برج با سرمایه جیمز دانکن (ویلیام هولدن) ساخته شده است و بلندترین آسمانخراش جهان است. داگ در فاصله کوتاهی پس از ورودش به برج متوجه آتش سوزی در طبقه هشتاد و یکم برج می شود. علیرغم اخطار جدی او به دانکن مبنی بر انتقال مهمانی افتتاحیه به طبقه دیگری از برج، دانکن حاضر به خاطر خدشه دار شدن اعتبار برج حاضر به تغییر محل مهمانی نیست. با گسترش آتش در برج، سازمان آتش نشانی سن فرانسیسکو مایک هالوران (استیو مک کویین) مأمور زبده آتش نشانی را به عنوان فرمانده عملیات به محل اعزام می کند. اما به علت عدم رعایت نکات ایمنی حین ساخت برج که به خاطر استفاده از مصالح ارزانتر توسط راجر سیمونز (ریچارد چمبرلین) داماد دانکن صورت گرفته مشکلات جدی تری به وجود می اید و آتش به شدت در طبقات دیگر گسترش می یابد.

«آسمانخراش جهنمی» جان گیلرمن از آن فیلم هایی است که می تواند مخاطبش را هنگام تماشا بشین و پاشو دهد و این از اتمسفر درون فیلم است که در دل حادثه می رود، همیشه صحبت از سینمای حماسی است، سینمایی که در آن ساختارش براساس یک مسئله بزرگ ساخته شده است و ابعاد تولیدش چنان گسترده است که با دیدنش، کم مایه بودن حس نشود اما هستند کسانی که خود پدیده «سینما» را به عنوان حماسه قبول دارند اما قطعن باید بین فیلم ها در استفاده از برچسب «حماسی» مراقبت کرد، این فیلم می خواهد در برابر یک نظام فاسد فراگیر ساخت ساختمان ها با معماری های عجیب باایستند و به جهان، یک هشدار جدی دهد که پشت بتن ها و سازه های منحصر خودتان پنهان نشوید که می تواند عاقبت ساختمان «آسمانخراش جهنمی» داشته باشد که همین اتفاق هم سال ها بعد در حادثه یازده سپاتمیر می افتد که گفته شده بود برج های دوقلو به هیچ عنوان خراب شدنی نخواهند بود اما دیدیم که چه سرنوشتی برایش رقم خورد.

فیلم می خواهد برپایه سه شخصیت با بازیگران بزرگش پیش برود که اشتباه بزرگی است، چراکه میزان اندازه گیری نقش و پرداخت فیلمساز روی سه ستون بازیگری، یعنی پل نیومن به عنوان آرشیتکت، ویلیام هولدن به عنوان مالک ساختمان و استو مک کویین به عنوان رییس عملیات آتش نشانی، بیش از اندازه است به طوری که فیلم می توانست در یک شمایل کلی پرداختش را روی مایک هالوران با بازی درخشان استیو مک کویین و تیمش قرار دهد و نقش کلیدی وی را در نجات مردم گرفتار در ساختمان و خود آسمانخراش جدی تر در نظر بگیرد و از قیل و قال های داگ بکاهد اما علی رغم پرداخت حاشیه ای بی مورد به موضوع داماد جیمز و تاکید بر پشیمانی وی، اندازه است اما نقش آرشیتکت با پشتوانه روحیه عذاب وجدانی در عدم نظارت دقیق در ساخت و سازه های استفاده شده، از جایی تبدیل به یک دستیار برای مایک می شود و فیلم را از قهرمان تک نفره شدن جدا می کند.

«آسمانخراش جهنمی» در دوران پیش روی که مردم را در برابر حادثه هایی غیرمترقبه ای چون ویروس کشنده کرونا و زلزله و… قرار دارند، دیدن دوباره آن می تواند برخی از روحیات فردیتی را زنده تر کند، این روحیه می تواند برای مدیران، تبدیل به کلاس درس شود و بعد برای مردم که نقش آکسسوار نباشند!

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :