چاپ
هم گناه؛ همه چیز برای انتقام

سینماناب - حمیدغفاریان: اگر بخواهیم در این دوران رونق ساخت سریال های ویژه نمایش خانگی به یک دستاورد برای نزدیک شدن به مخاطب و ترسیم یک الگوی تقریبا موفق در ساخت و ریتم درست برسیم که در پلان به پلان آن کم فروشی نمی کند، «هم گناه» مصطفی کیایی نمونه خوبی است.

در برهوت پیدایش یک فیلمساز با اتکا به دانش سینمایی اش و پشت کردن به فرمول های مبتذل سریال سازی برخی از فعالان این مدیوم، می توان به «هم گناه» مصطفی کیایی نمره خوبی داد، چراکه به پشتوانه قصه خوب و پرکششی که توانست خلق کند و نزدیک شدن آدمهای سریالش به اکثریت مردم و حفظ استقلال نگاه سینمایی اش که مفهوم درک پلان و جزییات درست میزانسن در آن دیده می شود، نشان از یک پویایی و جدی گرفتن کارش به جای نگاه کاسبکارانه، دیگر هم قطارانش است که پشتش رسیدن به پول زیاد و فعال بودن به هر قیمتی و تسویه حساب سیاسی و مال اندوزی برای اسمش نیست، بلکه تعهد به خود و مخاطبش برای بازار نمایش خانگی ارزشمند است.

داستان و قلاب هرچند که در فصل اول بسیارکند و در برخی جاها روده درازی دارد اما فصل دوم خوبی در انتظار است به طوری که حتی شیوه جهش از فصل اول به فصل دوم هم محل مناقشه است و این جهش به لحاظ استاندارد درست نیست و فاصله بین قسمت آخر فصل اول و ابتدای فصل دوم به اندازه ای باید وسوسه انگیز باشد که دیدن فصل دوم برای مخاطب ترغیب کننده تر باشد اما در هرصورت فصل اول تمام وقتش را صرف پی ریزی داستان می کند و فصل دوم آغاز پرده میانی و پایان می شود که الگوی دوست داشتنی مصطفی کیایی هم است.

هویت داشتن و اصل بودن یک خانواده و پرداخت به تمام ریزه کاری ها و نقش داشتن هریک در زندگی یک دیگر و اشتراک همه آنها برای رسیدن به یک تعریف درست از جایگاه فعلی خانواده صبوری به قدری درست پیش می رود که جای هیچ شک و شبهه را باقی نمی گذارد و در آخر هم خیلی هوشمندانه، سرانجام شخصیت ها را نمی بندد، بلکه رسیدن به فصل قبرستان و بیانیه ای که فریده،فریبرز و فرید درباره هر آنچه که رخ داده را می دهند، نشان از یک مرور تاریخی است که هر خانواده ای باید در جایی از زمانه خود داشته باشند.

هر چقدر مصطفی کیایی در فضاسازی و موقعیت شناسی آدمها در جاهایی که قرار است به پست هم بخورند، به حداقل ها راضی شده است اما از نوع تصویربرداری و بازی گرفتن از بازیگران بسیار درست پیش رفته است، مسعود رایگان که طی این سالها نتوانسته بود خاطره «خیلی دور خیلی نزدیک» را دوباره زنده کند اما در اینجا یک شمایل خوب و به جا از خود نشان می دهد و بسیار اندازه است، پدرام شریفی غافلگیر کننده است و تصویری متضاد از آنچه که در چهره اش است را بروز می دهد، رویا تیموریان در رسیدن به بافت درونی یک مادر که گاهی می تواند به دشمن درجه یک فرزندش مبدل شود بسیار خوب ظاهر شده است و سوگل خلیق هم در عین سادگی و دیده نشدن زیاد در طول سریال اما بسیار دیده می شود و هدیه تهرانی هرچند که با دوران اوجش همچنان فاصله دارد اما همچنان دیدنش و میزان تلاشش برای رسیدن به نقش ستودنی است.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :