چاپ
هفت و نیم؛ عقده گشایی به بن بست رسیده

سینماناب - رامین کیانفر: جنبه داشتن در عرصه فیلمسازی نشان از یک خلاقیت ذاتی وابسته به گذشته و اصالت یک فرد است، خلاقیتی که در خود محدود نیست و صاحب یک تشخص است و این میزان تشخص هم با خود سلوکی دارد که وقتی با سینما ترکیب می شود، خروجی یک کار خلاقانه را می دهد.

اینکه فیلمساز، متقاضی نمایش پلشتی به اسم سینما باشد و این حجم از قصه های تکراری بی سروته پراکنده و الکن را در قالب چند پلان سکانس ساده به خورد مخاطب ایرانی بدهد و از کشوری دیگر در این مرزوبوم رشد کنی و جسارت نمایش پلشتی آن کشور را هم داشته باشی، نشان از ترس های هنگام خواب بچه ها از نتیجه تر و خشک بودن رختخواب است که وقتی بزرگ می شوند با جسارت سر به بالین می گذارند و از خروجی رختخواب شان هم نگرانی نداشته باشند. چون دیگر بزرگ شده اند.

«هفت و نیم» نه فیلم است و نه سینما، یک سری کلیپ های بر علیه جامعه و ضد مردمی یک کشور وابسته به نگاه کلیشه وار به ماجراها است که با نگاه تخریب یک جامعه ساخته شده است و باعث شده تا ما با فیلمی پر از لکنت و عقده گشایی مواجه باشیم که نه صاحب ایده است و نه صاحب خلاقیت.

این حجم از پلشتی و عقده گشایی دو برادر در برابر یک مکان که به آنها عزت و اعتبار داده است برای خود نکته مبهمی است که سینما راه حل آن نیست و شاید درسی است برای تاریخ ما. هرچند که فیلمساز کشور همسایه تلاش دارد تا به سبک فیلمساز پر اعتبار ما، ابراهیم حاتمی کیا یک معضل اجتماعی مشترک را مانند «دعوت» نشان دهد اما با این که دعوت، بی ربط ترین فیلم حاتمی کیا در کارنامه اش است اما یک پلان آن فیلم که از منظر انسانی به ماجرا نگاه دارد، کلاس درسی است برای دو برادری که تلاش دارند این نگاه منحرف را تا انتها به مخاطب ایرانی بندازند.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :