منصور؛ پرواز را به خاطر نسپار!

سینماناب - #حمیدغفاریان: پرداخت به قهرمان های وطنی همیشه شعار نهادهای ارگانی صاحب سرمایه بوده است و «منصور» هم در ادامه همان جریان است، جریانی که تحت سلطه یک تعریف از سینما و آن هم سینمای استراتژیک قدم برمی دارد اما سینما قبل از استراتژیک بودن نیازمند دراماتیزه کردن یک واقعه است، این دراماتیزه کردن مهم ترین جلوه در پرداخت فرم و محتوا یک اثر محسوب می شود.

در برخی از نقدها و یادداشت های لحظه ای و هیجانی خارج از گود می بینیم که درباره «منصور» گفته شده که فیلم بی ادعا، این نه تنها اعتباری به فیلم نمی دهد بلکه همان نیمچه اعتبار کسب شده به دلیل برخی صحنه های ملی را هم از دست می دهد، اتفاقن فیلمی که قرار است به یک قهرمان ملی ما بپردازد که مقابل دولت و برخی نهادهای دیگر برای زنده نگه داشتن ارتش ایستاد، باید پر ادعا باشد و ثمره یک روایت درست را با زبان سینما به اثری ماندگار تبدیل کند اما چرا «منصور» علی رغم بلندی قد فرمانده اش فیلم بزرگی نمی شود یک آسیب برای اثر تلقی می شود.

سینما برای اثرگذاری نیازمند متریال کافی در اجرا است، چرا که قرار است این مدیوم با تله فیلم های تجربی و پر لکنت تلویزیون تفاوت داشته باشد، فیلم ابتدا در فیلمنامه نیازمند غنای بیشتری بود و این غنا در پرداخت شمایل یک قهرمان اثر گذاری خود را بیشتر می توانست به دنبال داشته باشد، به همین دلیل است که وقتی منصور ستاری وارد خانه اش می شود، ارتباطش با همسرش در نمی آید، فیلم دائم حول محور شیوه مواجهه کاری ستاری می پردازد اما او در کنار کارش هم زندگی شخصی خود را داشته است که فیلم در پرداخت به آن الکن است.

حلقه نزدیک به ستاری بسیار محدود است و نیروهای کنار او بیشتر به دلیل شیوه بازی که ارائه دادند، نمی توانند در ترسیم یک تیم کاری موفق ظاهر شوند، فیلم ابتدا باید این حلقه را در اجرا به خصوص درست تر ترسیم می کرد.

تدوین موضوعی است که فیلمساز نشان می دهد در آن به شدت خام دست است، این خام دستی از سرپلان ها و چگونگی اتصال آنها بهم آغاز می شود تا می رسد به ارتباط سکانس ها بهم که به کل ساختار را برهم می زند، اصلن چه اصراری بود که سرمدی در اولین نجربه هم بنویسد، هم کارگردانی کند و هم تدوین کند!

«منصور» با سینما شدن بسیار فاصله دارد اما می توانست با رسیدن به یک پختگی در اجرا و با مشاوره از فیلمنامه نویس های با سابقه سینمای ایران به یک فیلمنامه دراماتیک برسد تا فیلمنامه عمق جدی تری پیدا کند اما همه این ها در سطح می ماند.

در پایان نمی شود از «منصور» گفت اما از بازی و انتخاب بازیگری چون محسن قصابیان در نقش منصور ستاری یاد نکرد و گریم خوب شهرام خلج که چهره گرم و کاریزماتیکی را خلق کرده است اما باقی بازیگران در جای درستی نیستند.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :