چاپ
ده نکته درباره حماسه «نجات سرباز رایان» استیون اسپیلبرگ

سینماناب: وقتی صحبت از فیلم جنگی خوب در تاریخ سینما می کنیم، صحبت از چه چیز می کنیم؟! اینکه تنها خلق صحنه های انفجار و کشت و کشتار می تواند تصویرساز یک جنگ باشد کفایت می کند و سایر عناصر را باید نادیده بگیریم؟ «نجات سرباز رایان» نمونه و الگویی است برای یک فیلم تمام و کمال جنگی که همواره برای فیلم های مهم و غیر مهم دیگر در تمام کشورها به عنوان یک مرجع سندیت داشت که چطور فیلمی در خدمت هدف و انسانیت در چارچوب یک درام مهیج ساخته شود.

شاید باور کردنش سخت باشد اما ۲۲ سال از انتشار فیلم جنگی و بی نظیر نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) گذشت. شاید بهترین و بزرگ ترین فیلم جنگی تاریخ سینما و بدون شک یکی از محبوب ترین و تمجید شده ترین فیلم های این ژانر، به کارگردانی نابغه ای به نام استیون اسپیلبرگ و با بازی ستارگانی مانند تام هنکس، مت دیمون، بری پپر، جیووانی ریبیسی، تام سیزمور، ادوارد برنز و وین دیزل در تاریخ سینما جاودانه است. فیلم نجات سرباز رایان حاوی برخی از تکان دهنده ترین و فراموش نشدنی ترین سکانس های تاریخ سینماست. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ واقعیت جالب و کمتر شنیده در مورد ساخت فیلم جنگی نجات سرباز رایان آشنا کنیم.

فیلم جنگی نجات سرباز رایان Saving Private Ryan

۱۰- همکاری خوش یمن

این روزها می توان با اطمینان گفت که تام هنکس و استیون اسپیلبرگ تیم بسیار فوق العاده و موفقی بوده اند. بدنبال موفقیت فیلم نجات سرباز رایان، این دو در چند فیلم موفق دیگر نیز با هم همکاری کردند، از Catch Me If You Can و The Terminal تا Bridge of Spies و The Post. از همه این ها بالاتر، همکاری هنکس و اسپیلبرگ در این درام جنگ جهانی دوم در را برای همکاری این دو در ساخت سریال های جنگی Band of Brothers و The Pacific باز کرد. اگر چه هنکس و اسپیلبرگ از بهترین و بزرگ ترین نام های هالیوود بودند اما تا زمان ساخت نجات سرباز رایان فرصت و شانس همکاری با هم را نیافتند.

گفته می شود که سناریو فیلم توسط توسط ایجنت های این دو برایشان ارسال شد. هنکس و اسپیلبرگ از همان ابتدا می دانستند که باید جزیی از این پروژه باشند و وقتی خبردار شدند که دیگری نیز در حال خواندن سناریو است، با هم تماس گرفته و هماهنگی های پروژه را انجام دادند و این آغاز بزرگ ترین و موفق ترین همکاری بازیگر/کارگردان تاریخ سینما بود. جالب اینکه سناریو قبلاً در اختیار مایکل بی قرار گرفته اما او پیشنهاد ساخت آن را رد کرده بود.

۹- دوستی تاریخ ساز

نقش سرباز رایان با بازی مت دیمون در فیلم در مقایسه با دیگر بازیگران بسیار کوتاه است. او تا یک ساعت و ۴۰ دقیقه پس از شروع فیلم در داستان حضور ندارد و قبل از آن تنها از نامش برای ترسیم سناریو فیلم و هدف نهایی شخصیت ها استفاده می شود. بدین ترتیب مت دیمون کمتر از یک ساعت در فیلم نجات سرباز رایان حضور دارد. البته این به معنای نقد بازی یا شخصیت مت دیمون نیست زیرا او به خوبی ثابت کرده بود که بهترین گزینه برای ایفای نقش یک سرباز جوان است. اما ممکن بود این نقش هرگز به دیمون نرسد زیرا در ابتدا نقش سرباز رایان بری نیل پاتریک هریس در نظر گرفته شده بود. اسپیلبرگ اما بعد از این که از طریق رابین ویلیامز با مت دیمون آشنا شد (که در فیلم موفق Good Will Hunting همبازی بودند) و بازی کوتاه اما بسیار قوی او را در Courage Under Fire دید تصمیم گرفت که این نقش را به دیمون بسپارد.

۸- دوره آموزشی سربازی

بعد از انتخاب مت دیمون و آماده شدن بقیه بازیگران، اسپیلبرگ آموزش آن ها برای نقش هایشان را آغاز کرد. با هدف زنده کردن تجربیات و شرایطی که سربازان آمریکایی در دوران جنگ جهانی دوم متحمل شده بودند، بازیگران اصلی فیلم به مدت ده روز در یک پادگان نظامی آموزش های مقدماتی سربازی دریافت کردند. تحت رهبری سروان دیل دای در دوران فیلمبرداری، بازیگران اصلی فیلم موقعیت های جدی نبرد را تجربه کرده، رژه رفته و آماده سازی و شلیک با اسلحه های آن دوران را یاد گرفتند. تنها بازیگری که از این تمرینات سربازی مستثنی شد مت دیمون بود.

اسپیلبرگ او را از این دوره و حضور دیگر بازیگران در پادگان آموزشی معاف کرد تا نوعی خشم و انزجار از او در دل دیگر بازیگران شکل گیرد، همان چیزی که در فیلم نیز شاهد آن هستیم. تنها کسی که از حضور در پادگان نظامی و آموزش های سربازی خوشحال به نظر می رسید تام هنکس بود. بعد از این که بقیه بازیگران به ترک پادگان آموزشی رأی دادند و تصمیم گرفتند قبل از شروع فیلمبرداری ها در یک هتل لوکس ساکن شوند، تام هنکس گفت که می خواهد در پادگان بماند و بدین ترتیب باقی بازیگران نیز با بی میلی در کنار او ماندند.

۷- بنیان تاریخی داستان

در ساخت نجات سربازان رایان از اتفاقات تاریخی واقعی بسیاری استفاده شده است. از نحوه لباس پوشیدن و دیالوگ ها تا سلاح ها و شرایط میدان نبرد، همه چیز با دقت برنامه ریزی شده و با هدف دقیق و درست بودن تا سرحد ممکن خلق شد. داستان نجات سرباز رایان در مورد گروهی از سربازان آمریکایی است که قصد دارند یک سرباز جوان را قبل از کشته شدن به خانه بازگردانند، داستانی که بسیاری آن را الهام گرفته شده از داستان برادران سالیوان می دانند، ۵ برادری که همگی در دوران حضور در نیروی دریایی ایالات متحده کشته شدند. با این وجود نجات سرباز رایان بر اساس سرگذشت واقعی برادران نایلند ساخته شده است، چهار برادری که همگی در نیروی زمینی ارتش ایالات متحده خدمت کردند.

سه تن از این برادران به نام های رابرت، پرستون و ادوارد در میدان نبرد کشته شدند که باعث شد پسر چهارم، فریتز، به خانه بازگردانده شد تا خانواده نایلند تمام پسران خود را از دست ندهد. بعدها مشخص شد که ادوارد نیز زمانده مانده و در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم توانسته از زندان اسرای جنگی در برمه فرار کرد و در نهایت به برادر و خانواده اش بپیوندد.

۶- سکانس ماندگار و پرهزینه ابتدایی

ماندگارترین و تکان دهنده ترین بخش فیلم نجات سرباز رایان همان ابتدای آن است، جایی که تمام سربازان در عملیات تخلیه در ساحل نورماندی در روز موسوم به دی دَی شرکت می کنند. تصویرسازی بسیار شفاف، سریع و بی محابای یکی از ترسناک ترین و مهم ترین روزهای جنگ جهانی دوم و شاید تاریخ، سکانس اوماها بیچ باعث شد که بسیاری از سربازان سابق که در این سکانس حضور داشتند به گریه افتاده و حتی برخی نیز از ادامه حضور در این سکانس صرفنظر کردند. اسپیلبرگ بخش های زیادی از این سکانس را شخصاً با استفاده از تکنیک های خلق الساعه و ابتکاری خاص خود فیلمبرداری کرد، از جمله استفاده از یک مته روشن روی دوربین برای تکان خوردن و لرزان نشان دادن نمای دوربین در هنگام انفجارها که هدف از آن ها درگیر و مسحور کردن مخاطب در تصاویر هولناکی بود که در برابر چشم های آنان رخ می داد.

گفته می شود که جزییات باورنکردنی و بزرگی این سکانس به تنهایی بیش از ۱۲ میلیون دلار هزینه داشت که بخش قابل توجهی از بودجه ۷۰ میلیون دلاری فیلم را به خود اختصاص داد. بخشی از این هزینه برای بیش از ۴۰ بشکه خون غیرواقعی بود. فیملبرداری این سکانس بیش از ۲۵ روز به طول انجامید در حالی که فیلمبرداری کل فیلم ۵۹ روز طول کشید.

فیلم جنگی نجات سرباز رایان Saving Private Ryan

۵- سکانس های ساحل و سیاهی لشگرها

وقتی از بزرگی و بی نقصی سکانس پیاده شدن نیروهای در ساحل نورماندی صحبت می کنیم، باید به این نکته اشاره کنیم که این سکانس نه در ساحل نورماندی بلکه در ایرلند فیلمبرداری شده است. به دلیل قوانین سختگیرانه برای فیلم گرفتن در ساحل نورماندی، اسپیلبرگ مجبور شد این سکانس را جایی دیگر فیلمبرداری کند و بالاخره ساحل بالینسکر در شرق ایرلند برای این کار انتخاب شد. برای این سکانس بیش از ۲۵۰۰ سیاهی لشکر به کار گرفته شد که بسیاری از آن ها از نیروهای دفاعی ذخیره ارتش ایرلند بودند و برخی دیگر از سربازان واقعی ایرلندی نیز نقش نیروهای آلمانی را بازی می کردند. نکته جالب تر این که بیش از ۳۰ نفر از این سیاهی لشکرها خود مجروحان جنگ بودند که برخی از اعضای بدنشان، عمدتا دست و پاهایشان، را از دست داده بودند و با پوشیدن دست و پاهای مصنوعی، صحنه های از دست دادن اعضای بدنشان واقعی تر جلوه می کرد.

۴- طراحی لباس و دکور واقعی

علاوه بر تمام تمهیدات گفته شده، تیم تولید فیلم نجات سرباز رایان باید اطمینان پیدا می کردند همه چیز تا سر حد ممکن واقعی به نظر رسیده و شبیه زندگی ملموس باشد. در طی ساخت فیلم، اسپیلبرگ و فیلمبردار او یانوژ کامینسکی با تماشای تصاویر مستند گرفته شده در دهه ۱۹۴۰ و دوران جنگ جهانی دوم سعی کردند مدلی واقعی از فضای فیلم ترسیم کنند. آن ها دوربین ها و تکنولوژی های مدرن را کنار گذاشته و برای خلق فضایی بسیار شبیه واقعیت جنگ، حسی بسیار واقعی در تصاویر خود ایجاد کردند. در زمینه طراحی دکور و لباس نیز سیاست های مشابهی در نظر گرفته شد.

جوآنا جانسون طراح لباس فیلم نجات سرباز رایان دریافت که استفاده از یونیفرم های واقعی سربازان در دوران جنگ جهانی دوم بسیار پرهزینه خواهد بود، از این رو بیش از ۳۵۰۰ یونیفرم برای بازیگران اصلی و فرعی فیلم ساخته شد. همچنین نسخه هایی غیرواقعی از سلاح های اصلی دوران جنگ جهانی دوم ساخه شد. برای سکانس دی دَی بیش از ۲,۰۰۰ قبضه از این سلاح ها مورد استفاده قرار گرفت که ۵۰۰ قبضه آن ها گلوله نداشته و مابقی گلوله های پلاستیکی شلیک می کردند.

۳- تجدید خاطرات دردناک کهنه سربازان

از همان ابتدا همه می دانستند که تاثیر این فیلم بر مخاطبان و به ویژه کهنه سربازان تا چه اندازه عمیق عمیق و دردناک خواهد بود. به همین دلیل دولت ایالات متحده و به طور ویژه اداره امور کهنه سربازان یک خط تلفنی مشاوره ای برای کمک به سربازان قدیمی و خانواده هایشان به خاطر تروماهایی که هنگام تماشای سکانس های دردناک این فیلم حس می کردند راه اندازی کرد. گفته می شود که در طول تنها دو هفته پس از نمایش فیلم نجات سرباز رایان بیش از ۲۰۰ کهنه سرباز یا خانواده آنان با این خط تلفنی مشاوره تماس گرفتند. بسیاری از کهنه سربازان گفته بودند که سکانس های پیاده شدن در نورماندی در این فیلم بسیار شبیه واقعیت بوده و همین موضوع آن ها را تحت تاثیر قرار داده بود.

۲- دیالوگ های فی البداهه و ماندگار فیلم

پیش از تمام این کش و قوس ها، سناریو فیلم نجات سرباز رایان بارها بازنویسی شد تا داستان به شکل درست و واقعی روایت شود. به گفته تام هنکس، سناریو فیلم بیش از ۱۱ بار بازنویسی شد و حتی آن زمان نیز اسپیلبرگ از نتیجه کار راضی نبود. به همین دلیل بسیاری از لحظات به یادماندنی فیلم کاملاً فی البداهه ساخته شدند بدون اینکه در سناریو وجود داشته باشند. برای مثال بری پپر که در فیلم نقش سرباز تک تیرانداز جکسون را بازی می کند هنگام تیراندازی کردن آیاتی از انجیل را به زبان می آورد، دیالوگ هایی که توسط خود پپر به رفتارهای شخصیتش در جریان فیلمبرداری ها اضافه شد.

مشهورترین سکانس فی البداهه فیلم مربوط به زمانی است که گروه سربازان بالاخره رایان را پیدا کرده و گفتگویی بین او و شخصیت کاپیتان میلر با بازی تام هنکس شکل می گیرد. روایتی که رایان در این سکانس برای سروان میلر روایت می کند به تمامی توسط دیمون در طول فیلمبرداری ساخته شد بدون اینکه در سناریو وجود داشته باشد. او در این سکانس جزییات بیشتری از برادران خود روایت کرده و از رابطه خود با آنان می گوید. اسپیلبرگ از فی البداهگی و واقعی جلوه کردن این صحبت ها خوشش آمده و اجازه داد در فیلم باقی بماند.

فیلم جنگی نجات سرباز رایان Saving Private Ryan

۱- تجربه تماشای فیلم

بزرگ ترین و تاثیرگذارترین نقطه قوت فیلم در استفاده آن از صدا بود. از تجربه شوک صوتی سروان میلر هنگام پیاده کردن نیروها در ساحل نورماندی تا انفجارهای بزرگ، صداگذاری فیلم چیزی است که باعث شده نجات سرباز رایان فیلمی بسیار خشن و تجربه تصویری بسیار دردناکی باشد. اسپیلبرگ نیز به خوبی از این موضوع آگاه بوده و هنگامی که زمان اکران فیلم فرا رسید از سینماها خواست طوری فیلم را به نمایش بگذارند که سینماروها به طور کامل در شدت و خشونت سکانس های اکشن فیلم غرق شده و آن را حس کنند.

برای اسپیلبرگ، نجات سرباز رایان یک پروژه خاص شخصی و احساسی بود، فیلمی که می خواست با ساخت آن وحشت های واقعی جنگ جهانی دوم را به مردم نشان دهد. هنگام تماشای نجات سرباز رایان متوجه می شوید که وی کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام داده و کاری جز احساس دردناکی و وحشت جنگ نخواهید داشت.

روزیاتو

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :