در دوران رقابت / نون خ؛ سوار بر ریتم زندگی مردم

سینماناب - #رامین_کیانفر: با شیوع کرونا و تعطیلی سینما شاهد حضور نام ها در نمایش خانگی هستیم و فضای رقابتی خودجوشی که شکل گرفته است و هر کدام ابزارهای خود را برای معرفی دارند و تیم تبلیغاتی عظیمی هم پشت هریک از آنها است اما در نهایت خروجی این روزها نشان داد که در آخر مردم هستند که انتخاب می کنند کدام اثر ماندگارتر خواهد بود.

شبکه نمایش خانگی در نوروز امسال دستش حسابی پر بود اما این پر بودنه به قدری ضعیف و شلخته بود که در آخر هم مردم تلویزیون را با «نون خ» انتخاب کردند، انتخابی هوشمندانه که توانست تولید و پخش دو قسمت «پایتخت» و عدم رضایت مردم نسبت به ساخت این دو قسمت را به حاشیه ببرد، مانند همان اتفاقی که اچ بی او بعد از عدم رضایت مخاطب نسبت به فصل آخر بازی تاج و تخت داشت و سریعا با پخش «چرنوبیل» توانست مخاطبان خود را حفظ کند.

کافی است نگاهی به وضعیت تاسف بار تولیدات این روزهای نمایش خانگی داشته باشیم، مهران مدیری که همزمان با پخش فصل آخر «دورهمی» مقدمات ساخت سریالی تحت عنوان «دراکولا» را سریعن فراهم کرد اما دو قسمت ابتدایی نشان داد که بریز و به پاش هایی که مدتی است از سر و کله وی در تولید بالا می رود منجر به تضعیفش در انتخاب قصه و کارگردانی شده است و هرچه که تلاش می کند با شلوغ کاری پیش رود به جایی نمی رسد! رامبد جوان هم همزمان که کرکره خندوانه بالاست به سریالی سراسر ابتذال رسیده است و خودش با یک شکم بزرگ و قیافه ای چپ به همراه آتیلا پسیانی میدان رقص را میدان داری می کنند، در آن سو هم در ادامه کپی از فیلم های خارجی، هومن سیدی حتی پلان آخرش را هم با پرتاب ماهی و قورباغه به بیقوله ای می رساند! «خوب بد جلف» که ته مانده ای است از به انحطاط کشاندن زوج پژمان جمشیدی و سام درخشانی که می توانست ادامه دار باشد اما قصه بد و اجرای پر لکنت آنرا به ابتذال کشاند.  از طرفی دیگر پیج اینستاگرام را باز می کنیم و با صحنه های سیاه از سریالی دیگر تحت عنوان «سیاوش» روبرو می شویم که قمه کشی و رجز خوانی را سرلوحه کار قرار می دهند و جالبه بدانید در این اوضاع قاراشمیش، تیم تبلیغاتی این سریال ها به دنبال کسب رتبه اول سایت آی ام دی بی هستند که سراسر فیک است اما در کوران پیج های بی هویت کنترات گرفته سریال های خاص پولدار، دیدن این مضحکه هم برای خودش عالمی دارد.

در این میان اما دیدن سریالی از جنس مردم همراه با جغرافیا و گویش یک شهر و آدم های سر جای خود، در تلویزیون اتفاق بهتری افتاد، ضمن اینکه پروپاگاندای سریال های رقیب خود را هم نداشت. تلاش امیر وفایی در مقام نویسنده و سعید آقاخانی در مقام کارگردان برای خلق شخصیت های درست توانست مسیر قصه گویی پرپیچ و خمی را دربیاورد و حالا می توان گفت که «نون خ» به مراتب برند برجسته تری نسبت به پایتخت است و می تواند بدون حاشیه و شلوغ کاری پیش رود همانطور که حمیدرضا آذرنگ از قصه کنار رفت و خدشه ای به پیکره داستان نخورد، سعید آقاخانی خود به همراه همان جمع اهالی روستا می توانند قصه های بیشتری را داشته باشند.

امیر وفایی با شیوه خاص دیالوگ نویسی در موقعیتی که باورش سخت است در ادای دیالوگ ها توانسته به برگ برنده ای تبدیل شود که بسیار هم پرریسک بوده است.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :