چاپ
ادامه پیشنهاد «سینماناب» برای روزهای خانه نشینی اجباری – ۳؛ این بار یک فیلم بزرگ و خاطره انگیز / چه زندگی شگفت انگیزی – فرانک کاپرا؛ بازگشت به زندگی

سینماناب - حمید غفاریان: در ادامه سری مطالب معرفی فیلم های مهم تاریخ سینما در ایام خانه نشینی به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا که در سینماناب ترتیب دادیم، قصد داریم در سومین معرفی فیلم به اثر درخشان فرانک کاپرا، «چه زندگی شگفت انگیزی» بپردازیم، فیلمی که می تواند در ابعاد خاستگاه ملی بسیار تحلیل شود و نقش فردیت را در تکامل موثر دانست.

«چه زندگی شگفت انگیزی» محصول ۱۹۴۶ با بازی جیمز استوارت و دانا رید در زمان خودش به دلیل معضلات روحیِ مردم پس از جنگ با اقبال مواجه نشد و تنها سال‌ها بعد در نسخه‌های خانگی توفیق یافت و تا امروز در میان کارنامه محدود کاپرا و در میان بسیاری از فیلم های امید بخش در جای درستی قرار می گیرد و نشان می دهد که حضور فردیت آدمها، مانند زنجیره ای بهم متصل برای سرنوشت هریک، چقدر تاثیر گذار است.

جورج بیلی از ابتدای کودکی اش تا زمانی که تشکیل خانواده می دهد و در بنگاه اقتصادی پدرش، مسئولیت می گیرد، نشان از یک تاثیر عمیق می دهد، چه زمانی که در کودکی قرص های سمی را به مادر کودک سفارش دهنده تحویل نمی دهد و چه در زمانی که به عنوان مدیر باعث صاحب خانه ها شدن بسیاری از مردم می شود، نشان از یک دغدغه مندی آدمی می دهد که می خواهد مستقل و در عین حال موثر باشد و حالا به جبر زمانه و وقایع تحمیل شده اش هم نگاه نیک اندیشی دارد.

فیلم دائما از ساخته شدن و موثر بودن می گوید و این اثر بخشی را شما با اضافه شدن شخصیت ها به فیلم هم دریافت می کنید، زمانی که جورج با ماری تصمیم می گیرند با پولی که دارند به ماه عسل بروند اما حضور مردم در بانک منجر به بخشش این پول توسط ماری می شود و بعد ماری می رود تا فضای خانه امن را برای جورج مهیا کند و یا جایی که بچه های جورج به پدرشان اطمینان می دهند که برایش دعا خواهند کرد و چندین نمونه دیگر، نشان از یک کنار هم بودن برای یک دستاورد جمعی است که از اعتماد می آید.

این فیلم در این روزها که انتظار می رود، مردم باید برای سلامت یک دیگر بسیاری از نکات را رعایت کنند یک نسخه است برای درمان و پیشگیری که لازمه ایمان است و در عین حال امید که از هم بستگی ملی نشات می گیرد، همانطور که مردم ترجیح می دهند، آدمی مثل واتر را کنار بزنند و با پس اندازهایشان به کمک جورج بیایند و کریسمس را با هم جشن بگیرند با موسیقی متنی که فرزند جورج برای همه می نوازد و نشان از ظهور یک شخصیت دیگر از جنس جورج می دهد، همانطور که ماری از جورج درخواست فرزندی می کند از جنس جورج.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :