- پایگاه خبری و تحلیلی سینما ناب(30نماایران) - http://cinemanab.ir -

آشفته گی؛ تکرار در تاریکی با برچسب سینمای شخصی

فریدون جیرانی شخصیت منحصری در سینمای ایران دارد و به واسطه سابقه اش در حوزه مطبوعات و یک دوره خوب برنامه سازی سینما در تلویزیون جزو چهره های نزدیک به مردم است و این قرابت به مردم را در بسیاری از فیلم هایش مثل عاشقانه جذابی چون قرمز سالها پیش نشان داده است یا  با «من مادر هستم» فیلمی که توانست به یک جریان با چالش های مختلف در سینما مبدل شود و همین طور تجربه ساخت سریال خوب «مرگ تدریجی یک رویا» که در این مجموعه هم جیرانی تلاش کرد تا با یک روش اجرایی متفاوت به یک خروجی مناسب تری برسد.

جیرانی در دو فیلم اخیرش با فاصله ای که از تهیه کننده به معنای واقعی در سینما گرفته است دچار یک لکنت اجرایی جدی شده است و این مشکل را با «خفه گی» آغاز کرد و با «آشفتگی» به اوج خود رسانده است، مشکلی که ابتدا از فیلمنامه آغاز می شود و با بازی های فرمی دچار یک توهم فیلمسازی می شود، توهمی که بیشتر معنای رسیدن به سینما شخصی در آن مطرح است.

روزگاری جیرانی در دوران همان دوربین روی دست های تحت تاثیر «درباره الی» گفته بود که خوشحال است برای «قصه پریا» فیلم را خارج از جوگیری های مرسوم ساخته است اما دو فیلم اخیر جیرانی هم تحت تاثیر همان توهم «سینمای شخصی» ساخته شده است که فیلمساز حالا بدون وابستگی به تهیه کننده به سینمای خود رسیده است که اتفاقا به شدت ضد مخاطب هم است، چراکه در «آشفته گی» جیرانی با کج و مورب کردن دوربینش می خواهد حالا برای خودش به یک امضا برسد اما این امضا آنقدر خارج از قواعد سینمایی است که شدت تاریکی و رخوت تحمیل شده به فیلم، نشان از یک شلختگی در اجرا است تا یک دست شدن فرم و محتوا.

اینکه در روزگار کمبود یک قصه تازه در سینما، فیلمساز به این نتیجه برسد که قصه های تکراری را در بستری متفاوت روایت کند، یک کلکی است برای دور شدن از ایده های ناب قصه گویی سینمای اجتماعی ایران و این می تواند آفتی باشد که هر فیلمسازی قصه های امتحان پس داده را با دوربین کج فیلمبرداری کند و یا رنگ صحنه را کم کند تا بدین شکل تحمل دیدن یک فیلم تکراری روی پرده سهل تر شود.